رمون یعنی تمام و کل کرمان...
90.11.30 دست های ضریفت را در دست های ضخیمم می گیرم، باهم روی هفته ها قدم می گذاریم، برایت از سهراب سپهری می گویم، همراه من چای خوردن رایاد می گیری... به صندلی پارک تکیه می دهیم وباز وسوسه سیگار کشیدنم تشدید می یابد. عکس هایمان از راه بلوتوث به هم می رسند، حرف های سخت را اسان رد و بدل می کنند. از تاکسی پیاده می شویم و راننده کرایه ی یک نفر را برمیدارد... و باز می بینم که تنهایم مثل اینکه باز فراموش کردم، که از اخرین خداحافظی مان مدت ها می گذرد... زبانش عربی ست، وسایلش چینی ست، کارهایش را افغانی ها انجام می دهند، بی خود نام ایران را به خود گرفته است... یکی یکی مردانش ارشد می شوند، و رمون را به قصد کرمان ترک می کنند. دلم برای رمون میسوزد زمانی که... ذهیمان درمزارع گندم خواب های شوم کد خدا راتعبیر می کنند. دلم برای رمون تنگ میشود زمانی که... تنش در خیسی یک ابر سیر میخندد. دلم برای رمون میسوزد زمانی که... اره برقی در باغات مرکبات گناه سبز بودنش رابه رخش میکشد. دلم برای رمون تنگ میشود زمانی که... جاده ی خاکی اش خاکی بودن را به ذرات،ذات مردمش تزریق میکند. دلم برای رمون می سوزد زمانی که... پدرم سر غروبُ، بالای تپه می نشیند وخستگی اش را باچای وسیگاردود میکند. دلم برای رمون تنگ میشودزمانی که... یادم می اید چه قدر بااشکان وکیوان، گل نرگس به اب دادیم تا، بچگی مان غرق بزرگی شود. دلم برای رمون تنگ می شود،می سوزد،می تپد، زمانی که در خود احساس رمونی بودن میکنم ... رمـــــــــــــــــــــون یعنی تمام وکل کرمان رمــــــــــــــــون یعنی صداقت ؛راستگویی رمـــــــــــــون یعنی شرافت عهد و پیمان رمونی که از ان سخن میگویم، مهد رشد شاعران وهنرمندان برجسته ای بوده، که از این میان میتوان به اقایان: گرامی سلطانی ،مرحوم یدالله عابدینی، عبدالرضا سلطانی و... اشاره کرد. سلول جوانی نام شعری زیبا از گرامی سلطانی است، که ان را باهم زمزمه میکنیم. < سلول جوانی > کاش سلول جوانی به برم برمی گشت عهدمستی گری وشور وشرم برمی گشت خون به رگها همه فواره عمل می فرمود جهد پرواز عقابی به پرم بر می گشت بود روزی جهش پای شکاران پایم کاش این حس وتوان برجگرم بر می گشت بازی عشق ونشاط غم اینده زنو بهر اغاز سفر همسفرم بر می گشت چون زلیخا که جوانی به تنش باز امد سوی من یوسف رفته زبرم برمیگشت ان انرژی وطراوت که ز تن هجرت کرد با پرستوی مهاجربر نظرم بر می گشت از می دانش اگرجام گرامی پر بود قدرت حافظه ی مغز ترم بر میگشت ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |





